توی چند روز اخیر فرصت شد و دو فیلم ایرانی دیدم. اولی آااادت نمی کنیم و دیگری ابد و یک روز؛ واقعا این کجا و آن کجا.

توی یکی از برنامه های تلویزیونی سخنی قریب به این مضمون شنیدم که وقتی مثلا کارگردانی  یک فیلم می سازد که دیده می شود و مورد توجه قرار می گیرد، عده ای شروع می کنند به ساختن فیلم هایی شبیه به آن. 

آااادت نمی کنیم از نگاه من بشدت اصغر فرهادی زده بود؛ و به تعبیر صحیح تر درباره الی زده. خب برادر عزیز، چه کاری هست، وقت خودت و دیگران را تلف می کنی!!! دعوت کن ملت بروند درباره الی را ببینند، یا اگر دیده اند دوباره ببینند.

ولی فیلم دوم احتمالا از آن فیلم هایی است که به قول آن برنامه تلویزیونی ملت می توانند بروند و شبیه اش را بسازند و البته باز هم نگویند بروید ابد و یک روز سعید روستایی را ببینید. انتظار نداشتم فیلم این قدر خوب و دوست داشتنی باشد؛ فیلم مضمون تلخی داشت، ولی سعید روستایی بشدت جوان!(فکر کنم متولد شصت و هفت باشه؛ فیلم پارسال تو جشنواره فجر یکه تاز بود و کلی جایزه برد) توانسته بود این تلخی های مداوم و تو در تو را شیرین به خوردمان بدهد، که خودش کم هنری نیست. دوست داشتم ابد و یک روز را؛ و از معدود فیلم هایی است که دوست دارم دوباره ببینم.


ابد و یک روز