بسم الله الرحمن الرحیم


«کوچولوی من! زمین بدون نگرانی رویاست، دنیات رو یه جای دیگه بساز». از نگاه من این جمله، دیالوگ کلیدی فیلم «سپیده»، به کارگردانی سیدروح الله حجازی، محصول سیما فیلم است. این فیلم از شبکه سه سیما شب شهادت امام رضا(ع) پخش شد.

قبلاً جایی گفته ام و احتمالاً از نظر صاحب نظران نکته ای بدیهی است: انسان وقتی می خواهد کتاب یا فیلمی یا هر اثر دیگری را تحلیل یا نقد کند، باید با فضای فکری و دیگر آثار مصنف آشنا باشد. از سیدروح الله حجازی فیلم «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» را دیده ام؛ این فیلم هم مثل فیلم اخیر (سپیده) فضایی دو نفره داشت؛ یعنی زندگی یک زوج را تصویر می کرد، البته با شرایط و خلقیاتی کاملاً متفاوت با شخصیت های فیلم «سپیده».

در یک اثر سینمایی از نگاه من بازی خوب بازیگران بسیار حائز اهمیت است. گاهی ممکن است شما حرف خوبی برای زدن داشته باشید و یا تصویر خوبی برای نمایش بخواهید ارائه کنید، ولی مجریان این نمایش که همان بازیگران باشند از پس این حرف خوب بر نیایند و نتوانند اثر مطلوب و آنچه مد نظر کارگردان است را نمایش دهند. پریوش نظریه و آرش حجازی در فیلم اخیر به خوبی حرف کارگردان را فهمیده اند و آن را خوب اجرا می کنند. فیلمی که فقط دو بازیگر دارد و بار فیلم هم بر دوش همین دو نفر است.

زندگی ای ساده و عاشقانه دارند، همدیگر را خوب می فهمند و مهم تر از همه، زندگی شان خدا محور است. شخصیت زن فیلم درکی صحیح از فلسفه زندگی دارد و این درک صحیح، هم در رفتارش نمود عینی دارد و هم در عباراتی که مثل نریشن در فیلم بیان می کند دیده می شد. شوهر ولی در این زمینه کمی از او عقب تر است، در جایی از فیلم هم اشاره ای به این موضوع می شود، که شوهر خطاب به «سپیده» می گوید که شما عارف هستید و ما عوام الناس. البته به این شدت نه، ولی واقعا این چنین تفاوتی وجود دارد. زن و شوهری که در کنار هم بزرگ می شوند و در این بین زن، تا حدودی نقش استاد را دارد.

«کوچولوی من! زمین بدون نگرانی رویاست، دنیات رو یه جای دیگه بساز، نگرانی یعنی اینکه نمی دونی بعدش چی میشه». این دیالوگ یکی از نکات مهم ذهنی بازیگر زن نقش اصلی است که این نگاه منبعث از یک نگاه دینی و الهی به زندگی است و در جای دیگری این دیالوگ تکمیل می شود که ما اینجا مسافریم و شایسته نیست که در حین سفر خیلی خود را درگیر مناظر و درگیری های مسیر کنیم و مقصد را فراموش کنیم. دقت کنید که این حرف های خوب را شاید خیلی از ما بدانیم ولی در مقام عمل؛ باز فیلم دیالوگ جالبی دارد. پریوش نظریه، بازیگر نقش سپیده جایی در فیلم می گوید که زندگی جای امتحان است و ما دائم امتحان می شویم و هر چه انسان به خدا نزدیک تر باشد این امتحان و ابتلا سخت تر می شود، ولی مهم این نکته است، که چه کسی موقع بلا و امتحان این سخنان یادش می ماند.

فیلم روایت زندگی عاشقانه یک زوج با یک زندگی مذهبی است. با هم کار می کنند، هم دیگر را دوست دارند، با هم مدارا می کنند. دنیا با سختی هایش را فهمیده اند و می فهمند و مطابق این فهم صحیح عمل می کنند. فهم یکی از زوجین از زندگی تا حدودی بیشتر از دیگری است و موقع بلا و امتحان هم که می شود با این فهم درست و نگاه الهی و عارفانه همراهش را یاری می کند. حسن ختام فیلم هم حضور در حرم حضرت رضا (ع) است.

نکته آخری که گفتنش را لازم می دانم این است که، شاید مخاطبِ منتقد این نقد را وارد کند که فیلم شعار زده است. شعار لزوماً و ماهیتاً چیز بدی نیست. این محتوای شعار است که اهمیت دارد و در جایگاه فیلم سازی علاوه بر محتوا، نحوه پرداخت و بیان این شعار هم بسیار مهم است. سیدروح الله حجازی، حرف های زیبایی در فیلمش از زبان شخصیت زن فیلم می گوید، که من همه آن ها را با شدت و ضعف دوست دارم و می پسندم، این گام اول، گام دوم هم پرداخت صحیح و مناسب این شعارهای عارفانه است،که همان طور که پریوش نظریه در دیالوگی می گوید، موقع ابتلا این شعارها را فراموش نمی کند و این فراموش نکردن ها هم در قالبی واقعی و کاملاً باور پذیر برایمان نمایش می دهد.

این فیلم محصول سیما فیلم در شب شهادت امام رضا (ع) از شبکه سه پخش شد. من که دوست دارم مجدداً فیلم را ببینم و شما هم اگر فرصت کردید این فیلم دوست داشتنی را از دست ندهید.