بسم الله الرحمن الرحیم

هادی مقدم دوست انسانی است دوست داشتنی؛ فیلم «سر به مهر» را ببینید، قول می دهم حالتان خوب یا خوب تر شود! مقدم دوست مسیر خوبی را در پیش گرفته است و ابزار و هنر این کار را هم دارد. سریال وضعیت سفید را ببینید و لذت ببرید، و این هم از اولین ساخته اش در مقام کارگردانی؛ امیدوارم در این مسیر موفق باشد. معلوم است که دغدغه دین دارد و به یک سری ارزش ها پایبند است، و برخلاف شخصیت صبای سر به مهر هیچ ابایی از پایبندی و صریح بودن بر این ارزش ها ندارد. سر به مهر اولین فیلمی است که مقدم دوست کارگردانی می کند و در جشنواره فجر سال 1391 هم در بخش فیلم اولی ها برگزیده شد. فیلم ساختاری نرم و ملایم دارد که کارگردان بدون هیچ عجله و اضطرابی داستان را برایمان تعریف می کند. در عین حال که شخصیت اصلی داستان مشکلاتی دارد، و مقدم دوست هم این مشکلات را بیان می کند، اصلا در کار سیاه نمایی نمی بینید. آرامش بسیار دلنشینی در فضای فیلم حاکم است، که از نگاه من این مرهون کارگردانی خوب و همین طور بازی خوب لیلا حاتمی است. داستان درباره دختری است که لطف خداوند شامل حالش شده و تصمیم گرفته است که نماز خوان شود، ولی گره و مشکل اصلی فیلم آنجا شروع می شود که وی این جسارت را ندارد که به دوست و خانواده دوستش بگوید که دارد نماز می خواند. چقدر شخصیت پردازی نقش اول فیلم خوب انجام شده است. معلوم است مقدم دوست به خوبی این تیپ شخصیتی را می شناسد. دختری خجالتی، خیلی حساس و با اعتماد به نفس کم، که براحتی نظرات و رفتارهای دیگران را آن طور که نباید و به ضرر خود تفسیر می کند. دختری کم رو که با زبان خود با خداوند راز و نیاز می کند؛ شناختش از دین و باورهای دینی عمیق نیست و کلا انسان  عمیقی نیست،  ولی به وضوح انسان زلالی است، که گاهی خطاهایی هم  مرتکب می شود و مثلا بنا به مصالحی دروغ هایی می گوید. رویش نمی شود به دیگران و مهم تر به کسی که قرار است شریک زندگی اش شود بگوید که چه تصمیم مهمی گرفته است؛ البته تلاش هایی می کند و از آنجا که کارگردان این تیپ شخصیتی را خوب می شناسد، به وجه زیبایی این تلاش ها به تصویر کشیده می شوند. نکته دیگر قابل ذکر، دقت و سلیقه خوبی است که در انتخاب بازیگر نقش اصلی فیلم به کار رفته است و لیلا حاتمی هم به خوبی از پس این کار برآمده است.

 از نگاه من همه هنر یا بخش عمده کار مقدم دوست در این فیلم بر می گردد به شناخت خوب و دقیقی که از این گونه شخصیتی دارد، انسانی کم رو و خجالتی که حتی از مزد کار خود هم بنا به خجالتی بودن می گذرد و خودش هم می داند که این خجالتی بودن به ضررش است. (یاد آن کلام امام علی(ع) افتادم که می فرمایند کم رویی باعث خسران می شود). انگار خود کارگردان در برهه ای این چنین خلق و خو یا روحیه ای داشته است. در فیلم ارجاعاتی هم می بینیم. ارجاعاتی به علقیات کارگردان. مثلا تیتراژ سریال بسیار خوب و دوست داشتنی «وضعیت سفید» که جایی در فیلم از تلویزیون پخش می شود و  یا جایی که یکی از شخصیت های فیلم ماهنامه همشهری داستان در دست دارد. از دیگر جاهای دلچسب فیلم نیایش های صادقانه و زیبای شخصیت صبا است، به این دعا ها نگاه کنید:

خدایا! مادرم رو بیامرز!

خدایا! چشم خواهرم خوب شه!

خدایا! بابام کبدش خوب شه!

خدایا! دختر آقا شمس بچه اش رو سالم به دنیا بیاره

خدایا! این عادت اینترنت از سرم بیافته!

خدایا! شرمم میاد اما مسأله ازدواجم رو هم می خوام بگم! خدایا! یه زندگیِ خوبِ معمولی برام درست شه

خدایا! ببخشید از این ترسو بودن، از این خجالت کشیدن که بلند شدم اومدم این همه راه فرودگاه [تا نماز بخونم]؛ که این نیایش های زیبا هم نشانگر شخصیت پردازی خوب و به جای صبا است.

و حرف آخر اینکه سادگی و آرامش در این فیلم موج می زند، بالاخره فیلم ارتباط وثیقی با نماز و نماز خواندن دارد، و چقدر مقدم دوست خوب توانسته است خواسته و یا ناخواسته با این ریتم ملایم و آرام فیلم که به هیچ وجه بیننده را هم خسته نمی کند بگوید که: الا بذکر الله تطمئن القلوب. مثل همیشه؛ ممنون مقدم دوست عزیز، و منتظر کارهای بعدی ات هستیم!