بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ نگارش: پاییز 1393

فیلم خط ویژه یک کمدی تلخ است. طنز از نگاه من یک مفهوم متناقض است ولی مصطفی کیایی به خوبی از به تصویر کشیدن این موضوع برآمده است. کارگردان تلخی های جامعه مان راه به رخمان می کشد. ولی خوب حواسش است که بر تن این تلخی ها لباس طنز بپوشاندو بخش عمده ای از باز طنط فیلم هم به دوش هومن سیدی و دیالوگ های خاص و کوتاه او است.

از نگاه من هنز اصلی کارگردان فیلم بیان کردن یک تلخی و بی عدالتی عمده در جامه امروز ماست، بدون اینکه به قط قرمزهای ساختگی و بعضا متوهمانه توجهی بکند. البته برای رسیدن به این مقصود تلاش دقیق و هوشمندانه ای در ترسیم شخصیت منفی فیلم، که همان فردی است که می خواهد وام ده میلیاردی بگیرد انجام می دهد که مخاطب براحتی می تواند از وی بدش بیاید و در نقطه مقابل این چند جوانی که از نگاه خودشان جلو این بی عدالتی می ایستند نیز به خوبی ترسیم شده اند و کارگردان شخصیت این جوانان را خیلی باورپذیر در آورده است. کارگردان به دور از شعارزدگی های معمول چهره جوانان این فیلم را ترسیم کرده است. جوانانی که می توانند نماینده قشر زیادی از افراده جامعه باشند. می گویم خوب، چون این خوبی مصادیق زیادی در فیلم دارد. وقتی مشکل راننده تاکسی (که لهجه ای شیرازی دارد) را به راحتی حل می کنند یا وقتی که پول ها را به حساب مردم نیازمند منتقل می کنند، انسان راحت به پاک بودن این جوانان اعتراف می کند. جوانانی که فعلا از نگاه خودشان بهترین کار برای مبارزه با بی عدالتی را توزیع پول مردم بین مردم می دانند.

اگر به قول منتقدان سینمایی بخواهم از 5 به فیلم نمره بدهم نمره من 4.5 است، و کمتر از این را هم کم لطفی به این فیلم به قول خودشان «جدی ترین کمدی سال» است. فیلم طنزی که هنرمندانه به موضوعی حساس (البته این حساسیت شاید ساختیگی باشد، و ورود نکردن دیگران به این موضوع شاید خودسانسوری باشد) وارد می شود و در قالب طنز آن را به نقد و تصویر می کشد. داستانی پرکشش و تعلیق دار؛ کارگردان خیلی زیرکانه و در لفافه حرف اساسی خودش را می زند وقتی در صحنه آخر فیلم، رشوه دهنده اصلی و صاحب وام چند میلیاردی، با آرایشی غلط انداز و مثبت گونه، خبر فساد و اختلاس را از طریق روزنامه ها دنبال می کند. از نگاه کارگردان دزدان خرده پا و افراد دخیل در این سرقت، از جوانان تیم هک و سرقت گرفته تا رئیس شبعه بانک بازداشت می شوند ولی مسئول اصلی فساد و به نوعی سرمنشا های فساد را کسی پی گیری نمی کند، هر چند در نمای پایانی کارگردان با نوعی تحت تعقیب نشان دادن فرد اصلی این امید را زنده نگه می دارد که ممکن است یک روز این فرد و کسانی که از بالا وی را حمایت می کنند دستگیر شوند؛ که این موضوع از نگاه من سالم و امیدوار بودن محسن کیایی نسبت به مبارزه با فساد در جامعه وسیستم است، هر چند می بیند که این مبارزه به کندی پیش می رود.